ميرزا حسن حسينى فسايى
457
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
كه قيمت غله خود را گرفته ، حمل قلعه جديد عباسى كه در كنار شهر تبريز است نمايند و مردم شهر با عيال و اطفال از شهر بيرون رفته ، متفرق شوند و چون مراد پاشا به شش فرسخى شهر تبريز رسيد ، اهل شهر متفرق گشتند و موكب و الا شهر خالى را گذاشته ، مستحفظين جلادت شعار ، در قلعه عباسى مأمور داشته ، در پشت كوه سرخاب توقف فرمود كه عريضه از مراد پاشا آوردند كه آمدن ما به آذربايجان براى جنگ نبود ، بلكه خواستم براى استحكام امر مصالحه ، در قرب جوار اعليحضرت ظل اللهى باشيم « 1 » چنان كه تاكنون دست تعرض به احدى دراز نكردهايم و از قلعههاى آذربايجان كه در سر راه اردوى ما بود ، به ملايمت گذشتيم و روز ديگر اردوى مراد پاشا وارد نزديكى تبريز شدند ، باز عريضه به مضمون سابق معروض داشت كه چون حكايت صلح است قدغن فرموده كه سپاه قزلباش متعرض روميان نشوند و اعليحضرت شاهنشاهى در جواب باز همان مضمون را فرستادند و مراد پاشا بىتعرض از نزديكى شهر تبريز كوچ كرده ، به جانب دياربكر نهضت نمود « 2 » و امراى قزلباش در پايهء سرير معدلت مسير ، معروض داشتند كه آذوقه در سپاه روميان ناياب است و اسبان آنها در نهايت ضعف ، بهتر آن است كه به هيأت اجتماعى آنها را تعاقب كرده ، دود از نهاد آنها درآوريم و البته تا چهار سال ديگر چنين جمعيتى براى دولت روم ممكن نشود و اعليحضرت اشرف در جواب فرمودند : چون مراد پاشا از ورود تا خروج خلاف قاعده نكرده و هر روزه عريضه بر مبناى مصالحه مىنگاشت و به سلامتى از ولايت ما بيرون رفت و اگر در تعاقب آنها شويم ننگ بدنامى را بر خود گذاشتهايم ، بعلاوه ماه مبارك رمضان است و جنگ با مسلمانان از شعار اسلام نيست و موكب و الا وارد دار السلطنه تبريز شد و اهل شهر كه هر يك آوارهء جائى شده بودند ، آمده ، شهر را زينت داده ، آئين بستند و اعليحضرت شاهنشاهى از تبريز وارد دار السلطنه اصفهان گرديده ، زمستان را به پايان رسانيد . و در اواخر اين سال [ 1018 ] : نواب اللّهوردى خان وزارت مملكت فارس را به قدوهء ارباب دولت و رفعت ، ميرزا معين الدين محمد خلف الصدق ميرزا غياث الدين على شيرازى واگذاشت و كلانترى را به سلاله سادات مير شاه حيدر ثانى ولد مير سلطان ابراهيم حسنى حسينى كلانتر سابق ارزانى داشت . و عيد نوروز سنه تنگوزئيل در روز ششم محرم سال 1019 واقع گرديد « 3 » . و در اوائل اين سال [ 1019 ] : در كنار ميدان نقش جهان اصفهان ، زمين وسيعى را معين فرمود و اساس و پاىبند مسجدى كه در معمورهء جهان ، مانندش نشان ندهند ، بنا نمود و معماران و مهندسان كاردان ، براى عمارت آن مسجد برقرار فرمود و موازى سى هزار تومان رايج شاهى عراقى ، در مصارف آن صرف نمود « 4 » . و در اين سنه [ 1019 ] : ولى محمد خان « 5 » پادشاه تركستان كه برادرزادگانش « 6 » بر او
--> ( 1 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 822 . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 823 . ( 3 ) . در عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 829 : تنگوزئيل بعضها 1020 و بعضها 1021 . ( 4 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 831 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 406 . ( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 830 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 407 . ( 6 ) . در متن : ( زادهگان ) .